|
مشاوره جنسي و زناشويي |
|
|
| sina iransohrab parseek |
|
|
|
|
*قبل از همه چيز يه عرض شرمندگي و معذرت به بچه هايي كه آنلاين پي ام ميدن و من به علل مختلف از جمله ضيق وقت-پايين بودن سرعت اينترنت و كثرت تعداد پي ام ها در آن واحد همزمان با آپديت كردن وبلاگ و كلي كار ديگه قادر بر پاسخگويي اونجور كه بايد و شايد در برخي مواقع نيستم بگم و بريم سر اصل مطلب : مشاور :عشق رو بچه هاي كوچه و بازار اينجوري معني مي كنند : ع=علاقه ش=شديد ق=قلبها با حال بود نه ؟!( يخ كني بابا شنيده بودم !) خوب بچسه !هاي گل ! (در لهجه جوادي مثلا اطراف محلاتي همچون هاشمي-آذري و قنبر آباد حرف ((چ)) را ((چس)) تلفظ مي كنند مثلا بچه :بچسه!)) البته من بچه محلهاي مذكور نيستم ولي بچه هاي اونجا اكثرا منو ميشناسن! خوب.. امروز ميخوام نظريه علماي مشهور روانشناسي (شخصيت شناسي) رو در مورد عشق و ماهيت آن و پيوند آن با سكس واستون بگم..آماده اين ؟! پس به افتخار خودتون يه كف بزنيد تا برم سر اصل مطلب ! ابري ترين... حالا كه هجوم پاييز بهارو از اينجا رونده حالا كه داغ يه ترديد ريشه منوسوزونده حالا كه شكسته ام من شكسته ترين غريبم نمي خوام با هجرت نور بشه تاريكي نصيبم... وقتي تو بهانه باشي واسه لحظه هاي بودن وقتي تو ترانه باشي واسه لحظه سرودن با تو تا فراز اوجم تا بلنداي غرورم پاكي نجابت عشق حديث رو شن نورم.... همسفر شو با دل من با دل غريب و تنها توي اين ظلمت پر قدر تويي آشناي شبهام كوله باريي رو دوشم پر ز حسرت و تمنا حديث غريب عاشق قصه غريب دريا ... ميدوني ابري ترينم اما باروني ندارم تا به اين كوير تنها مث آسمون ببارم.. مث آسمون ببارم.... (خواننده : مهرزاد ) خوب ان شالله كه صفا كردين ! بريم سر نظريات روانشناسان مشهور كه بابام جان شب شد بجنب ! 1- افلاطون : انسان موجودي دو جنسي ست كه بعد ها خدايان به كيفر جرمي مجهول آن را به دو تيكه كرده اند . از آن زمان تاكنون دو نيمه اين موجود در جستجوي يكديگرند . [Automated by GetSmile]
2-ويكتور فرانكل : عشق تنها راهي ست كه توسط آن ميتوان عمق وجود ديگري را دريافت. 3-زيگموند فرويد : عشق را اساسا پديده اي جنسي دانسته و معتقد است گرفتار عشق شدن به شخص ديگر (عشق انتقالي ) هميشه آدمي را به مرز نابهنجار مي كشاند كه همواره با كوري در برابر وقايع همراه است در اصل معتقد به گسترش وسواس گونه عشق هاي كودكي به جواني ست. فرويد حتي عشق به برادر هم عشق شهواني با اهداف منع شده خوانده است . البته نظريه فرويد در مورد روانكاوي خود شايد كتاب و مبحثي بزرگ را شامل گردد ولي در حد خودمون اينو بدونين كه ايشون غريزه جنسي رو تنها سايق افراد بشر براي كشش به هم ميداند . 4-اريك فروم : فروم عشق را نتيجه رضايت كافي جنسي نمي داند بلكه كاميابي جنسي را نتيجه عشق ميداند . او معتقد است كه اگر كسي از نظر جنسي دچار منع و عدم آزادي لازم شده اگر بتواند خود را از ترس -وحشت يا تنفر برهاند يعني در عشق ورزيدن توانا باشد مشكلات جنسي اش نيز حل خواهد شد و . در غير اين حالت هر چه در روابط جنسي هم مجرب باشد بي حاصل است . فروم از سويي ديگر عشق در نظريه او دلسوزي احساس مسووليت احترام و دانايي عناصر اصلي عشق را شامل ميشوند . او عشق را رهايي از تنهايي تعريف مي كند كه شكست در نيل به اين هدف نهايي را مايه تالم رواني ميداند . به اعتقاد فروم افراد پاسخهاي متفاوتي به ارضاي حس جدايي خود ميدهند عده اي با پرستش حيوانات و عده اي با عشق به خدا و عده اي هم با رو آوردن به مواد مخدر و مشروبات الكلي كه بعد از زايل شدن خاصيت آنها احساس جداييش بيشتر ميشود . در نتيجه با ولع بيشتري به طرف آنها سوق داده ميشود . فروم مي گويد :: لذت جنسي بدون عشق فقط موقتي ميتواند فاصله دو انسان را از ميان بردارد . [Automated by GetSmile]
5-هورناي : از منتقدان فرويد است و عشق جنسي را حاصل تبليغات اجتماعي و فرهنگي برخي جوامع ميداند كه در حقيقت شكل تغيير داده نياز جنسي هستند . 6-مزلو : عشق را اشتياق و محبت توام با شادي تعريف نموده كه با غرور و حتي وجو شعف همراه است. براي عاشق نفس وجود معشوق مهم است و همه چيز او براي عاشق چه غلط چه درست مطلوب و آرماني ست. عاشقان اغلب تمايل دارند كه مكعشوقشان را در تجربيات خوشايند سهيم كنند و ايتن تجربه به دليل حضور معشوق خوشايند تر مي گردد. اتفاقا معشوق داراي نيروي مخصوصي ست كه هيچ كسي همچون وي نمي تواند به آن اندازه اتحريك و لذت جنسي ايجاد نمايد. به وجود آمدن زبان رمزي بين عشاق و عبارات سكسي محرمانه ناشي از صميميت فوق العاده آنهاست. حس سخاوت و تمايل به بخشش و خشنود ساختن از ويژگي بارز عاشق هاست. عاشق از فداكاري و دادن هديه به محبوب لذت خاصي ميبرد. معرفي كامل و فول به يكديگر حتي رموز داشتن شوقي خاص در تبادل اسرار امري عادي در بين انهاست. از طرفي مزلو در سلسله مراتب نيازهاي مشهور خود نياز به جنس مخالف را در پايين ترين رده و نياز به عشق و تعلق را دو پله بالاتر قرار داده است. بدين معني كه تا نيازهاي فيزيولوژيك مثل عذا و پوشاك و حتي سكس تا حدودي ارضا نشده باشد و نياز به امنيت نيز برطرف نگرديده باشد فرد قادر به تفكر در مورد عشق و نياز به تعلق نيست. 7-نظريه ماني قهرماني ( به به چه شخصيت مشهوري !) : بنا به اعتقاد اين نظريه پرداز اينترنتي !!! هيچ كدام از نظريات فوق در عين صداقت كامل نيستند . به اعتقاد بنده نظريه فرويد تا حدودي صحيح است يعني سكس اگر نياز باشد عشق ايجاد نميشود يعني ابتدا بايد سكس بر قرار شود تا عشق ايجاد گردد زيرا ممكن است آنچه فرد در خود تصور مي نموده به ويژه در پسرها تنها شكلي تغيير يافته از ميل جنسي بوده است وبس.... شيفتگي به اندام و زيبايي تا از بين نرود عشق مجال بروز نخواهد يافت... به اعتقاد بنده نظريات روانشناسي فردي چون اريك قروم بيشتر در مورد خانمها صادق است يعني عشق خانمها از همان نخست عشقي زلال است اما در مردان بدين نحو نيست نه اين كه مردان رمانتيك نيبستند خير بلكه تا پرده شهوت و غريزه از عشق كنار نرود شما قادر بر ديدن پشت پرده نيستيد و خيلي از دوستي هايي كه بعد از مدتي به هم ميخورد كه اتفاقا بهانه پسرها در اين مورد جالب است علتش همين است. مثلا پسر ميگويد : ت سكس تو بهم حال نميده....يا اين كه تويي كه با من اين كارا رو كردي حتما با 1000 نفر ديگه هم بودي و خواهي بود.. از من ميشنويد اين جملات فقط و فقط تجلي عدم علاقه آقايان به خانمها و توجيه اونها براي قطع رابطه اي بوده كه جز تنيروي جنسي هيچ انگيزه و هدف و اشتراكي در آن نبوده است.. بله..عشق بوده ولي عشق به چيزهايي كه بعد از مدتي تكراري ميشوند نه فاكتورهايي كه انسان رو نمك گير كنند .. عشق به سينه عشق به باسن و.... از طرف ديگه اين روزها واقعا پول -زيبايي دارند جولون ميدن..و رتبه هاي اول رو در مجنون كردن ! به خود اختصاص دادن ! خوب حداقل توي ايرانمون شرايط اقتصادي اين جوري كرده ملتو و همه دغدغه اقتصادي دارن و ترجيح ميدن تا 3-4 نسل پشتشون رو بسته باشن ! از طرفي هم چون در كشورمان تقريبا معيار طبقه بندي طبقه اجتماعي پول شده است فلذا هر چه دارا تر نيز با شخصيت تر و فهيم تر... از طرف ديگر اعتقاد بر آن دارم كه سكس و عشق آن قدر سخت به هم گره خورده اند كه مي تواند حتي عشاق واقعي را هم به صورت ناخود آگاه در صورت شكست مثل ناتواني جنسي يا واژينيسم (ممانعت از دخول ) در سكس از هم تدريجا متنفر كند... به صورتي كه خود حيران مي مانند كه واقعا طرف مقابل برايشان فردي بسيار محبوب و با شخصيت جلوه مي كند اما در اعماق وجود حس بي ميلي و دلزدگي نسبت به آن ميكنند... پس مهارت و توانايي جنسي هم بسيار مهم است همان طور كه همين ناتواني ممكن است ناشي از عدم علاقه باشد يعني رابطه لازم وملزومي بين اين دو... در هر حال به اعتقاد بنده سكس يك نياز جسمي است كه پيوند عميقي با جنبه رواني انسان دارد كه در موقع تنش بايد فرو نشيند اما كيفيت ارضاي آن و بازي كنندگان اين نمايش بسيار با اهميتند كه در صورتي كه هر كدام به اصطلاح لنگ بزند مشكل آفرين است..چه بسيار لعبتاني بوده اند كه به خاطر خوي بد و مشكلات هيستريك و ... عرصه را بر روابط زناشوويي تنگ نموده و چه بسيار عشاقي كه حتي به واسطه يك بوي بد عرق يا دهان از سكس و عشق و صميميت دور افتاده اند ... خوب خسته شديد؟ ! خوب بلند شين برين يه نوشابه واسه خودتون واكنين(اگه برخلاف ما كسي رو دارين كه واستون آب پرتقالي چيزي بگيره كه ديگه بهتر !) تا خستگي از تنتون در بره ! خوب شما چي ميگين ؟! كدوم نظريه درسته؟! بالاخره اين علاقه شديد قلبها كه ميگن چي جور جونوريه؟! نظراتتون رو آف بزنيد يا ايميل كه بهتره ! ماني/تهران/دانشجوي فوق روانشناسي )yahoo id :doyar82 □ نوشته شده در ساعت 8:37 AM توسط mani |
![]() وبلاگ من صفحه اصلي نظرات لوگو
دوستان مشاوره جنسي و زناشويي سينا ياهو ايراني پرشين ياهو پارسيك لينكستان ايران سهراب جانانه ايران تپش ژيگول جستجوگر بيراهه تكناز ازدواج ايراني سكس تراپي ستاره سرخ ايران اليكا قمار باز دخمر دات كام جانانه شمبلوت جيگر سكس براي ايران همدلان آرشيو
template designed by www.IranTemp.com
|